مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
27
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
در وقت بهار وقت كار و بار * دزد نابكار برده بلبلى بارى ، اگرچه ما فاتَ مَضى و مامضى لم يعد ؛ بنشينم و صبر پيش گيرم * دنبالهء كار خويش گيرم « 1 » و به مضمون حقّ نمون : « لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ » « 2 » در نا اميدى بر روى خود نگشوده ؛ به نااميدى از اين در مرو بزن فالى * بود كه قرعهء دولت به نام ما افتد و به مفاد صدق مشحون : « وَ لا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ » « 3 » باب روح و راحت بر روى خود باز نموده ؛ از غم هجر مكن ناله و فرياد كه من * زدهام فالى و فرياد رسى مىآيد « 4 » دامن همّت بر كمر زده ؛ چون نكردى ناله در فصل بهار * در خزان بارى قضا كن زينهار به رياضات شرعيّه جوارحى از طهارت ؛ گر طهارت نبود كعبه و بتخانه يكى است ، و به عبادات مرضيّه ؛ هواى خواجگيم بود خدمت تو گزيدم * اميد سلطنتم بود بندگى تو كردم و به تعفّف و عصمت ؛ نبود خير در آن خانه كه عصمت نبود ؛
--> ( 1 ) . در حاشيهء نسخه : هزار قاصد آه از پيش فرستادم * تو بىوفا رسيدى مگر به فريادم به آتش تو نشستم چو داد عشق برآمد * تو ساقى ننشستى كه آتشم بنشانى ( 2 ) . زمر ( 39 ) : 53 . ( 3 ) . يوسف ( 12 ) : 87 . ( 4 ) . در حاشيهء نسخه : گفته بودم چو بيايى غم دل با تو بگويم * چه بگويم كه غم دل برود چون تو بيايى